• فیلم نشان میدهد اگر قانونی و سیستم مشکل دارد چرا باید از ان قانون طبعیت کرد چرا بعضی ها از این طبیعبت میکنن شاید فقط میخواهن یک زندگی عادی داشته باشن چرا ترس تمام وجود شان را گرفته ایا منتظر ناجی هستن چرا باید از ظلمان اطاعت کرد چرا باید به دیگران فکر کنیم چرا فقط باید از نظرتات خود پسنده و خود شفته دیگران اطلاهت کنیم آیا ما زندانی خودمان هستیم یا زندانی که دیگران برایمان ساختن شاید ظلمان و ستم گران میدانن که اگر مردم را نیازمند نگه دارن انها مثل سگ وفادار میشوند و موطیع میمانن و اگر شورش کنن اول به دیگران یعنی هم سطح خود رعیت جماعت اسیب میزنن و این میشود که مامور قانون جیر خور حکاکمان به سورقه مرد یا زن مجرم میاد.
  • چرا در این مواقع همبستگی و همکاری از بین میرود و هم به فکر خود هستن آیا در این شرایط جناب احتیاط را گرفت تا دچار دردسر نیوفیتم. آیا این ظاعت ماست
  • خداى متعال مى فرماید: سوگند به عزت و جلالم که من از ظالم در دنیا و آخرتش انتقام مى گیرم و نیز کسى که مظلومى را ببیند و قدرت یارى او را داشته باشد و یاریش نکند کیفر خواهم کرد.
  • خداى رحمت کند آن کس را که حقى را زنده کند و باطلى را از میان بردارد, ستمى را نابود کند و عدالت را برپا دارد.

پلتفرم پایین می‌آید، نفس‌ها در سینه حبس می‌شود؛ اگر در طبقات بالا باشید خیالتان تخت است که برای یک ماه بدون دغدغه قرار است زنده بمانید اما هر چه در طبقات پایین‌تری باشید چهره‌ی متفاوتی از «مغاک» (عبارت انگلیسی Pit، که به لوکیشن اصلی فیلم اشاره دارد) را می‌بیند، چون احتمال باقی ماندن غذا و رسیدن آن به طبقات پایین، کمتر و کمتر می‌شود. مغاک نامی‌ست که بر این ابر-زندان گذاشته‌اند؛ سوراخی که عجیب و رازآلود است. 

فیلم The Platform 2 بر پایه‌های استوار و نمادینی که در فیلم اول شاهدش بودیم، بنا شده. از نظر معنایی، چیزهای بسیاری برای گفتن دارد و صد دقیقه بیننده را با سیستم سمبلیک خود و دیالوگ‌های آگاهانه‌ و پرمغزش، مورد چالش قرار می‌دهد. با این فیلم سفری به طبقات مختلف جامعه خواهیم داشت و دیالوگی از تاریخ در حال تغییر، با احزاب و ایدئولوژی‌های متناقض را دنبال می‌کنیم. با وجود هوشمندی سمبلیک فیلم و ارتباط‌هایی که با نسخه‌ی اول ایجاد می‌کند، اما انگار همان یک نسخه از آن کافی بود چرا که عملاً در فرم آن شاهد چیز جدیدی نیستیم. همان پلتفرم، همان مکان، همان قصه با مقداری تغییر جزئی. اما مگر قرار است چند فیلم این مدلی ساخته بشود؟ مگر قرار است چند بار چنین مغاکی را با آن بی‌رحمی و فضایش تجربه کنیم؟

ماه نو آغاز می‌شود، هر طبقه ساکنان نو خواهد داشت. همه آرزو دارند تا در طبقه‌ای بالا باشند که بتوانند این دوره را در مقابل گرسنگی و فشارهای بیرونی دوام بیاورند. خانمی جوان با نام پرمپان و مردی بسیار چاق به نام زامیاتین در طبقه‌ی ۲۴ بیدار می‌شوند. خوب است، در این طبقه می‌توان زنده ماند و حتی زندگی کرد! هر دوی این شخصیت‌ها همانند بیننده به تازگی وارد مغاک شده‌اند و به همین دلیل درکی از قواعد آن ندارند. با این حال، فیلم در ارائه‌ی وضعیت صبر نمی‌کند و در اولین سکانس‌ها این دو شخصیت (و همزمان بیننده) را از قانون‌های مغاک آگاه می‌کند. چقدر شبیه زندگی انسان هاست که میخواهن بر هر قیمتی در رفاه و مقام و قدرت باشن.

 

وقتی جنازهٔ هم‌بندی روبسپیر به پایین پرتاب می‌شود با صحنه‌ای عجیب روبه‌رو می‌شویم. در کمال آن تاریکی، عده‌ای به باقی‌ماندهٔ جنازه هجوم می‌برند و آن را می‌خورند. به اضافهٔ نور قرمز و فضای خشم‌آلود، ناخودآگاه جهنم را برای مخاطب متصور می‌سازد.